عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۷ اردیبهشت ۶, جمعه

غمسرود


شعر زيبائي ست از يكي از شعراي دوستدار پروانه

اي همه باد و بود بايد رفت
از تغافل چه سود بايد رفت
اي چو آتش مدام در تب و تاب
تا بجنبي چو دود بايد رفت
غره چشمه حيات مباش
با گل آلود رود بايد رفت
بر گ ريز خزان دهد هشدار
كه ز باغ و جود بايد رفت
چو در آيد اجل مجالي نيست
بهر گفت و شنود بايد رفت
اين ترا بر لب است و بر دل نه
كه كمي دير و زود بايد رفت

هیچ نظری موجود نیست: