عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۷ فروردین ۲۴, شنبه

همبازي پروانه


هم بازي پروانه
اين شعرزيبا كه گوشه هائي از صفات پروانه و نيز آرزوهاي او را در خود دارد و از شاعره اي با روح لطيف و سرشاراز عاطفه مانند پروانه است راانتخاب كرده ام براي آنانكه ممكن است درگذر عمر از ديگري گلايه اي داشته باشند

مي شود رنگ نگاه ياس را
بانگاه آبي ات پيوندداد

مي شود در باغ هم پاي نسيم
به شقايق يك سبد لبخند داد

مي شود با بال سرخ عاطفه
تا فرا سوي افق پروازكرد

مي شود با ياري حسي لطيف
عشق رابايك تپش آغاز كرد

مي شود در بيكران آسمان
شعرسرخ يك شقايق را سرود

مي شود در مرز يك آشفتگي
جان فداي غنچه اي تنهانمود

مي شود با دستي از جنس بهار
تك تك پروانه هاراتاب داد

مي شودباجرعه اي ازاشك شوق
باغ سرخ لاله ها را آب داد

مي شود با يك نگاه ماندگار
از طلوع شهر رويا شعر گفت

مي شود گل هاي دل را آب داد
مي شود تا آبي دريا شكفت

مي شوددر جاده هاي آرزو
مثل بيد پاك مجنون تاب خورد

مي شودقوئي غريب و تشنه بود
از لب درياچه دل آب خورد

مي شود از شهر پاك پنجره
سوي حسي ماندني پرواز كرد

مي شود هم بازي پروانه شد
برگ هاي لادني را ناز كرد

مي شود يك شاخه گل را هديه داد
مي شودباخنده اي پايان گرفت

مي شود يك لكه ابر پاك بود
مي شودآبي شد وباران گرفت

پس بيادنياي پاك قلب را
جايگاه رويش گل ها كنيم

با نگاهي روح را رنگي زنيم
با تبسم خانه را زيبا كنيم

معني اين حرف ها يعني بيا
از تمام كينه ها عاري شويم

زخم يك پروانه رادرمان كنيم
در كوير دسينه اي جاري شويم

هیچ نظری موجود نیست: