عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۷ آذر ۹, شنبه

عشق یعنی همین



شاگرد از استادش پرسید: عشق چیست؟

استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور.

اما هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای

بچینی.

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسید: چه اوردی؟

و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ!

هر چه جلوتر میرفتم خوشه های پر پشت تری می دیدم و به امید پیدا کردن

پر پشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم.

استاد گفت: عشق یعنی همین!

شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟

استاد گفت: به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور.

اما به خاطر داشته باش که باز هم نمی تونی به عقب برگردی!!

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.

استاد از او ماجرا را پرسید و شاگرد در جواب گفت:

به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم.

به سبب انکه ترسیدم اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم.

استاد گفت: ازدواج یعنی همین!

زمستان


به بهانه اولين برف زمستاني كه امروز يكشنبه 11 آذر ماه 1387در شازند اراك باريد و به ياد اولين برف زمستاني كه در8 نوامبر 2007 در تورنتو در هنگام خداحافظي پروانه ام باريد تصوير بالا را انتخاب كرده ام
ودر يكي از سايت ها به مطالب جالب زير برخوردم كه توجه به آنها مفيد خواهد بود

رسیدن به اوج کار راحتی نيست ،اما در اوج ماندن بسیار سخت تر است
زمانی عاشق می شوی که در قلبت جایی برای عشق وجود داشته باشد
آینده از آن توست ، اگر از امروزت حداکثر استفاده را ببری
تنها زمانی پیر شده ای که احساس پیری کنی
توانمندی و قابلیتهای تو به اندازه ای است که آنها را ببینی
یاس و ناامیدی تنها به دنبال آدمهای ضعیف می گردند
تنها زمانی به عقب برگرد که بخواهی درسی از گذشته ات بگیری
کسانیکه سریعتر میروند همیشه زودتر به مقصد نمی رسند
قدرت واقعی در منطق قوی نهفته است
تاریکی و سکوت شب زیباست به شرط آنکه در آن تاریکی ، روشن فکر کنی
می توانید بهترین باشید ، کافی ست که بخواهید و اراده کنید، باور کنید
به همین سادگی
مثل پروانه

۱۳۸۷ آذر ۸, جمعه

گرفتار سكوت


من گرفتار سکوتم با یه درد عاشقانه
حرفایی نگفته دارم تو دل صد تا ترانه

واسه ی رهایی از غم میزنم به سیم آخر
میدونم که خوب نمیشه زخمای کاری خنجر

همیشه دارم میخندم به غم شکسته بالی
شاید اینجوری خودم رو بزنم به بی خیالی

اما من باور ندارم چهره ی روی نقابو
آینه پر از دروغو خنده های بی حسابو

تو که رفتی دیگه اینجا حنجرم صدا نداره
پر شده تو قلب دفتر غزلای نیمه کاره

میدونم دیگه چشاتو توی خوابم نمی بینم
توی این بیابون از تو یه سرابم نمی بینم

ديگه پاهاي قشنگت روي گلها نمي شينه
خنده هاي دلپسندت روي لبها نمي شينه

ديگه از راه نمياي با روي بازت
نكني شانه به گيسوي درازت

ديگه در گلدون خونه گل ياسي نميكاري
ديگه پا تو تو اطاقت روي قالي نميذاري

ميدونم فصل بهار باز دوباره پيدا ميشه
پاييز زرد غم انگيز و خزون برپا ميشه

برفا از سقف خدا از آسمون پر ميزنه
باز خورشيد تابستون به زمين سر ميزنه

اما از بخت سيام تو اين زمين تو اين زمون
من بيچاره و تنها ميمونم با دل خون

تاكه يك روزي خدا با دل من كنار بياد
ما دو تا رو دوباره كنار هم يار بخواد

۱۳۸۷ آذر ۷, پنجشنبه

صفات پروانه


پروانه‌ها را مي‌شناسيم. زياد نمي‌بينيمشان، ولي با ديدنشان دلمان تازه مي‌شود. زندگي را بهتر مي‌شناسيم وقتي كه به زندگي پرظرافت و پرطراوت پروانه‌ها خيره مي‌شويم. آنگاه كه باور كنيم در پس بالهاي ظريف و نحيف اين مخلوقات، احساسي پرعاطفه و تلاشي مداوم جريان دارد، پروانه‌ها را از خود نمي‌رانيم. وقتي بپذيريم انگار خلق شده‌اند تا ما را به خود بياورند و آمده‌اند تا شيريني زندگي را به ما يادآوري كنند، با پروانه‌ها يار مي‌شويم.
اما از همه بالاتر، وقتي كه پروانه‌اي را مي‌بينيم كه با همان بالهاي ظريف، با دشوارترين طوفان حادثه نبرد مي‌كند تا خود را به گلخانه انديشه و عاطفه برساند، به حالشان غبطه مي‌خوريم و تازه احساس مي‌كنيم كه چقدر كم طاقتيم
آنان كه پروانه مرا مي شناسند خوب ميدانند اين صفات همان خصوصياتي است كه 57 سال در وجود پاك او ديده اند
روحش شاد

۱۳۸۷ آذر ۵, سه‌شنبه

سفر


هيهات كه رفتي از كنارم اي دوست
بردي زكفم صبر و قرارم اي دوست
رفتم به سفر ليك نه بر مقصد تو
بيزارم ازاين گشت وگذارم اي دوست

يادي از پروانه ها



چند تکه آرزو
کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی است
از زلال چشم هایش تر شویم
وقت پاییز از هجوم دست باد
کاش مثل پونه ها پر پر شویم
کاش وقتی چشم هایی ابریند
ما به خود آييم و پس كاري كنيم
از نگاه زرد گلدانهایمان
کاش با رغبت پرستاری کنیم
کاش دلتنگ شقایق ها شویم
بر نگاه سرخ شان عادت کنیم
کاش شب وقتی که تنها می شویم
با خدای یاس ها خلوت کنیم
کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش با چشمانمان عهدی کنیم
وقتی از اینجا به دریا می رویم
جای بازی با صدای موج ها
درد های آبیش را بشنویم
کاش مثل آب مثل چشمه سار
گونه نیلوفری را تر کنیم
ما همه روزی از اینجا می رویم
کاش این پرواز را باور کنیم
کاش با حرفی که چندان سبز نیست
قلب های نقره ای را نشکنیم
کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم های خفته را رنگی زنیم
کاش بین سا کنان شهر عشق
رد پای خویش را پیدا کنیم
کاش با الهام از وجدان خویش
یک گره از کار دل ها وا کنیم
کاش رسم دوستی را ساده تر
مهربان تر آسمانی تر کنیم
کاش در نقاشی دیدارمان
شوق ها را ارغوانی تر کنیم
کاش اشکی قلب مان را بشکند
با نگاه خسته ای ویران شویم
کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند
ما به جای ابر ها گریان شویم
کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند
ما به جای ابر ها گریان شویم
کاش وقتی آرزویی می کنیم
از دل شفاف مان هم رد شود
مرغ امین هم از آنجا بگذرد
حرفهای قلبمان را بشنود

۱۳۸۷ آبان ۲۹, چهارشنبه

گل و پروانه


نزديك به 38سال خانه ام را باانواع گلها پركردم تا جايگاهي براي نشستن پروانه ام آماده كنم و او بال هاي رنگين و زيبايش را بگشايد و زندگيم رازينت بخشد
امروزاما يك سال است كه گلي درخانه ام نميرويد چون پروانه ام نيست تا بر آن بال گشايد
باغ هاي گل بي حضور پروانه رونق ندارند و مرغان صبحگاهي در نبوداو ناله سر ميدهندو آوازشان شوقي بر نمي انگيزد زندگي بي حضور پروانه روز مره گي است و من دراين سردر گمي در پي راهي ميگردم تا شايد بازاو رادر كنار گيرم و روشنايي و نور را به خانه ام باز گردانم و خانه ام را با گل هاي زيبا بيارايم تا بر آن ها بال گشايد و مانند گذشته زيبايي بخش زندگيم باشد
اين آرزويي است كه هر شب بخواب ميبينم

۱۳۸۷ آبان ۲۷, دوشنبه

سرطان سينه در ايران



سرطان سینه اولين عامل مرگ در زنان ايراني است
سرطان سینه شايع‌ترين سرطان زنان است و تعداد مبتلايان به اين سرطان در ايران و ساير كشورها روزبه‌روز در حال افزايش است. از سوي ديگر، عدم تشخيص و درمان ديرهنگام سرطان سینه مبتلايان را به كام مرگ مي‌كشاند و ارتقاي سطح آگاهي زنان و توجه آنان نسبت به خطرات جدي بيماري عاملي براي كنترل آن است. دكتر محمدعلي محققي، رئيس مركز تحقيقات انستيتو كانسر، در اين خصوص مي‌گويد: «سرطان پستان رايج‌ترين بيماري بدخيم زنان در دنيا و ايران است، به‌طوري‌كه در سال 2000 ميلادي 4 ميليون نفر به سرطان سینه مبتلا بودند و 24 تا 32 درصد سرطان‌هاي بدخيم زنان در دنيا از نوع سرطان پستان است. در همين زمان، 6/25 درصد سرطان‌هاي بدخيم زنان ايران نيز از نوع سرطان پستان بوده و اين بيماري اولين علت مرگ و مير ناشي از سرطان در بين زنان ايراني بوده است.» وي شيوه و عادات زندگي، توارث و سابقة فاميلي سرطان پستان در بستگان درجة اول را از عوامل مؤثر در بروز سرطان پستان دانست و گفت: «اگر افراد مبتلاي فاميل قبل از 40 سالگي مبتلا شده باشند يا اينكه سرطان پستان در يك مرد عضو خانواده اتفاق افتاده باشد، افراد مؤنث آن خانواده بايد تحت مراقبت بيشتري قرار گيرند. همچنين اگر خانمي به سرطان تخمدان مبتلا شده باشد يا همزمان سرطان پستان و تخمدان در او بروز كرده باشد، خود و بستگان درجة يك خانواده بايد تحت مراقبت قرار گيرند. ضمن اينكه كيست‌هاي تخمداني (سندروم تخمدان پلي‌كيستيك) في‌نفسه خطر سرطان پستان را افزايش نمي‌دهد، ليكن فرد بايد از نظر سرطان پستان تحت مراقبت قرار گيرد.» محققي در زمينة عوامل خطرزاي مؤثر در بروز سرطان پستان گفت: «عوامل خطر به دو دستة قابل پيشگيري و غيرقابل پيشگيري تقسيم مي‌شوند. عوامل خطر غيرقابل پيشگيري شامل عوامل توارثي، سابقة فاميلي و عواملي است كه به‌سهولت قابل دسترسي نيستند. عمدة عوامل خطر قابل پيشگيري هم مربوط به عادات، الگوها و رفتارهاي زندگي، به‌ويژه رفتارهاي مخاطره‌آميز غذايي نظير دريافت كالري زياد (مصرف چربي‌هاي اشباع‌شده) و بي‌تحركي است كه منجر به افزايش وزن مي‌شود. چرا كه، به موازات صنعتي شدن و زندگي شهرنشيني، ميزان تحرك در شهرهاي بزرگ كاهش يافته و هرچه فعاليت فيزيكي كم شود و دريافت كالري و چربي افزايش يابد، احتمال خطر بيشتر مي‌شود. هورمون‌ها نيز گروهي از فاكتورهاي خطرزا هستند، زيرا سرطان پستان بيماري وابسته به هورمون است. به‌طوري‌كه اگر هورمون‌هاي جنسي مؤنث وجود نداشت، سرطان پستان ايجاد نمي‌شد. بنابراين، همة عواملي كه باعث تماس طولاني‌تر و شديدتر بافت سينه با هورمون‌هايي نظير استروژن، پروژسترون و هورمون‌هاي زنانه مي‌شود احتمال خطر را افزايش مي‌دهد.» وي اضافه كرد: «افرادي كه قاعدگي زودرس و يائسگي ديررس دارند، افرادي كه ازدواج نكرده‌اند يا اولين بارداري‌شان بعد از 35 سالگي رخ داده است بيشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان پستان هستند. همچنين مصرف هورمون‌هاي زنانه، مثلا ً به شكل قرص‌هاي جلوگيري از بارداري، احتمال خطر را افزايش مي‌دهد. با وجود اين، هيچ‌يك از عوامل به‌تنهايي اثرگذار نيست و مجموعه‌اي از عوامل زمينة ابتلا به سرطان پستان را فراهم مي‌كند. بنابراين، آموزش صحيح جامعه و به‌ويژه زنان، اطلاع‌رساني دقيق و آموزش‌هاي بهداشتي مؤثر واقع مي‌شوند و از بروز بسياري از موارد ابتلا پيشگيري مي‌كنند.» رئيس مركز تحقيقات انستيتو كانسر به زنان توصيه كرد كه در صورت مشاهدة سفتي يك‌طرفة پستان، وجود تودة قابل لمس در پستان، توكشيدگي و خارش نوك پستان، ترشح خودبه‌خود از نوك پستان (بخصوص ترشح خوني)، بزرگي غدد زير بغل، تغيير در اندازة پستان و هرگونه تغيير در رنگ پستان، به پزشك متخصص زنان يا جراح مراجعه كنند. وي اضافه كرد: «زناني كه در دهة سوم و بالاتر زندگي هستند بايد خودآزمايي پستان را به صورت مرتب انجام دهند، با دستورالعمل‌هاي ساده‌اي كه براي همه قابل دسترسي است. ضمن اينكه مراكزي وجود دارد كه خودآزمايي را به زنان آموزش مي‌دهد، زيرا خودآزمايي موجب تشخيص زودرس سرطان پستان مي‌شود و اگر در دهة 40 و 50 زندگي با معاينة باليني توأم شود، در صورت تشخيص سرطان، مي‌توان با حفظ عضو و بدون نياز به درمان‌هاي پيچيده و معلوليت‌هاي شديد، بيماري را كنترل كرد.» وي با بيان اين مطلب كه درحال‌حاضر درمان سرطان پستان مطابق با استانداردهاي بين‌المللي است، گفت: «شيوة درمان سرطان در مراكز علمي و دانشگاهي مطابق با آخرين استانداردهاي بين‌المللي است به‌روش غدد لنفاوي پيش‌غراول، كه منجر به معلوليت كمتر و برداشت كمتر غدد لنفاوي است. هرچند كه، اگر روش‌هاي درماني راديوتراپي، شيمي‌درماني و هورمون‌درماني به صورت صحيح، اصولي و علمي به‌كار برده شود و به حفظ عضو و درمان كامل منجر شود، ناگزير از شيوة جراحي (قطع عضو و برداشتن پستان) استفاده مي‌شود. هرچند، با توجه به توسعة روش‌هاي بازسازي پستان در كشور، مشكلات ناشي از ماستكتومي (برداشت پستان) مرتفع شده است.» وي تصريح كرد: «متأسفانه در كشور پروتكلي در زمينة سن انجام ماموگرافي موجود نيست، زيرا ابزار مورد نياز آن در تمامي نقاط كشور وجود ندارد. بنابراين به گروه‌هاي پرخطر، نظير زنان بالاي 40 سال، زناني با سابقة فاميلي ابتلا به سرطان‌ پستان و دهانة رحم، مصرف‌كنندگان داروهاي سركوب‌كنندة دستگاه ايمني و كساني كه سابقة راديوتراپي در ناحية سر و گردن و قفسة سينه دارند توصيه مي‌شود كه مرتباً از طريق غربالگري به شيوة ماموگرافي از نظر ابتلا به سرطان پستان بررسي شوند و در صورت دسترسي، هر 2 سال يك ‌بار و در غير اين صورت، هر 3 سال يك بار ماموگرافي انجام دهند. ليكن توصية متخصصان هر 2 سال يك بار است كه به‌ علت نبود امكانات لازم در تمامي استان‌ها نمي‌توان آن را به كل كشور تعميم داد. ضمن اينكه مشخص هم نيست كه دستاورد نهايي آن كاهش مرگ‌ومير ناشي از سرطان پستان باشد.» به گفتة يكي از محققان، سن انجام دادن ماموگرافي 40 سالگي به بعد است و در هيچ شرايطي قبل از آن توصيه نمي‌شود. رئيس مركز تحقيقات انستيتو كانسر ميانگين سني ابتلا به سرطان پستان را 47 سال دانست و گفت: «سن ابتلاي زنان ايراني به سرطان پستان نظير كشورهاي جنوب شرقي آسياست. ليكن تفاوت‌هايي كه در آمارها ديده مي‌شود ناشي از تراكم سني جمعيت است. زيرا جمعيت جوان كشور از ميانسالان و كهنسالان بيشتر است. بنابراين تعداد موارد ابتلا به سرطان پستان در كشور بيشتر در دهة چهارم زندگي ديده مي‌شود.» وي شيوه‌هاي مؤثر براي مهار سرطان پستان را پيشگيري اوليه با هدف تشخيص زودرس، درمان‌هاي صحيح و اصولي، و در صورت نياز، بازتواني و بازسازي عضو در بيماران درمان‌شده دانست و افزود: «اتخاذ راهكارهاي صحيح و راهبردهاي اصولي به كنترل مناسب ميزان بيماري منجر مي‌شود.» وي با بيان اين مطلب كه طرح غربالگري سرطان پستان در نظام شبكه‌هاي بهداشتي‌ـ‌درماني شعاري بيش نيست، عنوان كرد: «بحث غربالگري بيماري در سطح جامعه و ادغام آن در نظام شبكه به كاهش ميزان مرگ‌ومير و افزايش كيفيت زندگي افراد مبتلا منجر مي‌شود. سنجش اين موارد نيز از طريق راهكارهاي علمي امكان‌پذير است و به صورت آزمايشي در قالب چند برنامه در حال اجراست. يكي از اين برنامه‌ها غربالگري براساس ماموگرافي در سطح جمعيت است و با همكاري مركز تحقيقات سرطان دانشگاه علوم پزشكي تبريز در يكي از شهرهاي آذربايجان شرقي اجرا خواهد شد. ليكن، آنچه در سطح شبكه‌هاي بهداشتي‌ـ‌درماني مطرح است پايه‌گذاري برنامه‌هايي براساس ظرفيت‌هاي فعلي نظام شبكه است.» وي ادامه داد: «درحال‌حاضر، طرح بيمة روستايي و پزشك خانواده در كشور توسعة خوبي داشته و، در سطح روستاها، ماماها مي‌توانند در كنار پزشكان در اين طرح خدمت كنند و وظيفة تشخيص زودرس سرطان پستان را در زنان روستايي بر عهده داشته باشند. بنابراين، اين مسئله نيازمند برنامه‌هاي جامع و فراگير آموزشي و حمايت وسيع نظام سلامت كشور است.» رئيس مركز تحقيقات انستيتو كانسر كشور در خاتمه تأكيد كرد: «حفاظت از زنان در برابر ابتلا به سرطان پستان مستلزم داشتن برنامه‌هاي كشوري است. با توجه به اينكه چندين هزار زن در كشور با اين بيماري دست ‌و پنجه نرم مي‌كنند يا دوران نقاهت را مي‌گذرانند توجه به كيفيت زندگي اين گروه بسيار حائز اهميت است و بايد تسهيلاتي براي برخورداري آنان از زندگي بهتر فراهم شود. بر اين اساس، كنترل سرطان به‌طور عام و كنترل سرطان پستان به‌طور خاص برنامه‌اي است كه بايد در نظام بهداشتي ادغام شود و مديريت و هدايت صحيح آن به‌تدريج به تشخيص زودرس و درمان به‌موقع بيماري منجر مي‌شود.»■
*