عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۷ اردیبهشت ۳, سه‌شنبه

از يك دوست

امير بخشائي از دوستداران پروانه است و از جمله كسانيست كه پروانه صميمانه او را دوست مي داشت واو نيز پروانه را و به دليل يكي بودن با مادراش نزديك ترين روابط احساسي و عاطفي را با امير داشت.
امير جوان با احساس و خوش ذوقي ست كه آثار زيبائي نيز در زمينه شعر و ادب دارد و من در اينجا به اعتبارو براي احترام به دوستي امير و پروانه تعدادي از آثار امير را در سايت پروانه قرارمي دهم .

باورشان سنگ است
براي گنجشگ هايم دانه مي ريزم
به سادگي
و به پرواز سير آنها گوش مي كنم
كه چه ساده مي گريزند از من
آشيانه آنها دور نيست
شايد چند قدمي
از روياهاي روزانه من
آن طرف تر
روزها مي نويسم و شب ها چند كلمه اي مي خوانم
و يك فنجان قهوه
شايد اداي روشنفكران است
به سادگي
آشنا
و هر از گاهي قرار
براي تمديد پيمان هاي كودكي امان
شايد
زني آشنا با دردهايم
و از برگ گل نسترن تر
كه برايم حرف ميزند
به سادگي
همسرم
قلمي دارم با گفته هايم آشنا
اشك مي ريزد و مي نويسد
تا جاي پاي انديشه هايم را سياه كند
به سادگي
زندگي ساده نيست
براي من
از گنجشك ها تا انديشه ها
و شايد
باورشان سنگ است
براي شما
كه چه ساده مي انديشم

هیچ نظری موجود نیست: