
بازگشت
گفته بودي كه اگر قاصدك از يار رسيد
پاي گلهاكه به بستان وبه گلزاررسيد
باغهاپر كه بشد زعطر گل و بوي بهار
از تماشاي گل لاله كه خند د لب يار
آسمان اشك كه باريد سر دشت و دمن
بلبل مست كه رقصيد به هر باغ و چمن
گل نارنج كه پوشاند زمين را با ناز
شبنم اشك چو بنشست سر گل ها باز
بازمي گردي و اين غمزده را شادكني
همه آماده كه تو از دل من ياد كني
باغبان بردرباغ آمده بي صبر و قرار
كه چرا شاپركش بازنيامد به بهار
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر