
گفتم كه با چه دل و همتي به اين سفر دراز مي روي. توئي كه از اين جان شيرين به هر مرغ و گل و گياه و خشت و سنگ ديار مسكن ما لوف مي بخشي و همه را بزبان مي اوري و با همه مي نالي و غم همه مي خوري چطور مي تواني اين همه بند جان را ببري و از منزل جانان سفر كني
اهي كشيد و نگاهي به زمين و اسمان كرد و گفت(( من گناهكارم خداي عشق اين سزا را بر من نوشته بايد با گناه خود در اتش هجران بسوزم))
اب مي امد و زمزمه كنان از سر حوض مي ريخت . باغچه تر و تازه بود درخت هاي بيد مجنون مثل دختر هائيكه بوي عشق شنيده باشند پريشان و لرزان سر را خم كرده و گيسوان را روي ما اويخته بودند كه خوب بشنوند گنجشك ها مستي و غوغا مي كردند گوئي صحبت ما را فهميده اند دل من هم شور مي زد
خواستم حكايت ان سوز و گناه را بپرسم و خود را از بند تشويش ازاد كنم رفيقم برخاست و رفت و كنار بوته گل سرخي نشست. انقدر شاخ و برگ ها را پس و پيش كرد تا يك گل زيبا را كه نه غنچه اي بود نا شكفته از لاي انها در اورد و خوب نمايان كرد
مدتي او به اين كار و من به تماشاي او بودم تا امد و پهلوي من نشست لكن پيدا بود كه وجود مرا فراموش كرده چشم از ان گل بر نمي داشت من هم او را گذاشتم و بدنبال خيال رفتم صورتش را در چهره ان گل زيبا مي ديدم و حال و حكايتش را از تار عشق و پود شعر و نقش گل به هم مي بافتم
يك بار شنيدم كه رفيقم اهسته با خود حرف مي زد اما روي سخنش با ان گل زيبا بود و به من توجهي نداشت نميدانم چه ها گفته بود تا من به اينجا رسيدم كه گفت
از وقتي يادم مي ايد هميشه اشفته بودم گمشده داشتم كه هر چه مي جستم پيدا نمي شد در ماهتاب او را مي ديدم صدايش را از ساز مي شنيدم در رخ گل جلوه مي كرد در لباس شب پره دلم را مي برد به زبان نسيم به گوشم راز مي گفت اما دستم به دامانش نمي رسيد
پيش خوبان همه رفتم اگر يكي رنگ و عطر گل داشت صفا و عيب پوشي مهتاب را نداشت يا اگر داشت مثل نسيم مرا با خود به گردش جهان نمي برد
اري گشتم و خيلي گشتم و همه جا جويا شدم انرا كه هر چه خوبي و قشنگي است داشته باشد پيدا نكردم
اما اين تلاش و جستجو مايه حيات من بود اين اميد هم چو هواي جان بخش به من قدرت زنده ماندن مي داد هر چه در پيدا كردن معشوق وامانده تر مي شدم قشنگي ديگري بر قشنگي ها افزوده مي شد و خوبي ديگري بر خوبي ها اضافه مي شد
اين قشنگي هاي خيال هر يك بالي بود كه مرا از اين عالم بالاتر مي برد. انقدر پر و بال زدم تا در اوج افلاك گمشده ام را پيدا كردم


































