عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۹۱ فروردین ۲۵, جمعه

سفر

سکوت خانه دو چندان تو را طلب دارد
رفیق مانده به حرمان تو را طلب دارد
رسیده فصل بهاران به باغ و بستان هم
به گرد سنبل خندان تو را طلب دارد
صدای نغمه بلبل ز بوستان آید
به جمع مطرب و مستان تو را طلب دارد
شکوفه های بهاری چو فرش ابریشم
نشسته جانب ایوان تو را طلب دارد
حکایتست که تا رفته ای به قصد سفر
دلم گرفته و هر آن تو را طلب دارد

بر تربت تو

فصل بهار آمد و گل بوته های تو
یک یک شکفته است چو گلخنده های تو
نرگس خمار گشته چو چشمت به طرف باغ
عطر اکند به خاک بسی جلوه های تو
یاس و بنفشه و هم لاله های زرد
یاد اورد نگاه به گل آشنای تو
ای رفته ازبرم به دگر باغ درخزان
باز آمده بهار بیا جان فدای تو
چرخی بزن به نرگس و بنشین کنارمن
چون سالیان پیش نهم سر به پای تو
ماندم به غربت و دورازدیارخویش
با این امید که آیم سرای تو

۱۳۹۱ فروردین ۲۱, دوشنبه

بهار آمد

بهار آمد

سحر چون پرده ی تاریک شب را
زسقف آسمان آرام برداشت
صدای نغمه بلبل شنیدم
که با یک شاخه گل با خنده میگفت
بهارآمد ، زمستان رفت برخیز
هوا ازعطرخود کن بازلبریز
درختان رخت نو پوشیده برتن
زمان زندگی شد ، نو شکفتن
زجا برخیز و لب با خنده بگشا
ز شهد خود مرا سیراب بنما
من از شوق تو میخوانم به بستان
به امید تو آیم در گلستان
کنون هنگام شورو عشق و مستی است
زمان لذت از آغاز هستی است
زجا برخیز مهمان خواهد آمد
به بر پروانه‌ رقصان خواهد آمد
بساط عیش و عشرت کن مهیا
صبا هم مینوازد ساز خود ر ا
به آواز من و ناز تو چون پار
به رقص آید ز شوق تو چو هر بار
به زلف بید مجنون رنگ بنشست
بلور یخ ز بام خانه بشکست
کنون وقت است باغ و باغبان هم
به دیدار تو آید باز با هم
گل از خواب گران برداشت سر را
به بلبل گفت آری رفت سرما
تو میخوانی سرود عشق آری
شراب از جام گلها گشت جاری
بساط عشق می چینند گلها
بهم پیوند خواهد خورد دلها
هزاران شاپرک در باغ آید
به رقص و پایکوبی پر گشاید
همه شاد و خوشند و شادمانند
زدل ها غصه و غم را برانند
ولی ای مرغ خوش آواز برگو
تو میدانی مرا پروانه‌ام کو؟
کنون چندیست ناید با بهاران
به بستان یا میان جمع یاران
تو میدانی کدامین باغ رفته ؟
به آغوش کدا مین یار خفته ؟
صدای بلیل شوریده نا گاه
به آرامی شنیدش گفت با آه
دگر پروانه‌ات پرواز کرده
به باغ دیگری پر باز کرده
به گلهای بهشتی بر نشسته
کناردوستان اندرنشسته
به باغی رفته او با جمع یاران
که هرروز و شبش باشد بهاران
درآن بستان خزان برگل نباشد
به جا مش جزشراب ازگل نباشد
بیا تا باهم او را شاد سازیم
به یادش نغمه خوان باهم بسازیم
که او عاشق به گل بود وبه بلبل
پرش نازک مثال برگ سنبل
اگر اشکی به برگ گل نشیند
دگرپروازاو را کس نبیند
دلش را با وجودت شاد گردان
حدیث عشق او با خود تو برخوان
اگرپروانه ای را شاد کردی
دلش را ازغمت آ زاد کردی
یقین کن شا د گردد شاپرک هم
که او بیگانه بد با غصه وغم
به یادش درخزان و دربهاران
سرایم نغمه ها درباغ و بستان

خیال

خیا ل
کوچه ها ، یخ زده سرد است و سپید
دودکش های سیاه
برسربام ، بلند و کوتاه
دود بد رنگ بخاریها را
می فر ستد به هوا
و حکایت کند ازخانه گرم
شیشه ها را گرما
پرده ای نرم زیک لایه بخار
ازدرون پوشانده
کوچه اما سرد است
برف میبارد و فرش است زمین
پشت یک شیشه که پوشیده
زانبوه بخار
دختری با سرانگشت ظریف
نقش یک شاخه گل رسم کند
بوم او شیشه مات
تا که شاید روزی
چون رسد فصل بهار
شاپرک بازبه پروازدرآیدرقصان
و نشیند برگل

۱۳۹۱ فروردین ۲۰, یکشنبه

قهر پروانه

ننه بارون تو بهار
اشک ریزون دلشوخوب خالی کرد
آخ چه پربود دل اون
مثل برگ گل ناز
دل اون نازک بود
وقتیکه بلبل عاشق سرصبح
چهچهه عشق میزد
ننه بارون دوباره
گریه رواز سرمی گرفت
لب هرغنچه که وا میشد توی باغ
ننه بارون با اونا اشک میریخت
باغبون، تا که میرفت گل بچینه
چشما شو نم می گرفت
آخه اون غصه میخورد
دلش از دست خزون خون شده بود
آخه این چه کاری بود
که خزون گلها رو پرپر بکنه
سبزه ها رو خشک خشک
برگا رو رو شاخه ها زرد بکنه
دل پروانه پر از درد بشه
قهر بکنه
پر بزنه
آخه این چه کاریه
ننه بارون تو بهار
ناله میکرد
همه جا گریه میکرد
برق میزد ، آه میکشید
تا یه روز شاپرکی
رنگ وارنگ
روی یک شاخه گل
رقص کنون
گفت بهش ای ننه جون
غصه نخور ، داد نزن
گریه نکن ، آه نکش
من و گل هم عهدیم
ما میریم فصل خزون
بر میگردیم با بهار
دستا مون تو دست هم،
دلامون به یک قرار

۱۳۹۱ فروردین ۱۷, پنجشنبه

توصیف بهار

آنقدرازگل واز فصل بهاران گفتند
که مراحاجت توصیف نباشد به دوبار
لیک چندیست بهاران به من آموخته است
آن سفرکرده خزان باز نیاید به بهار

هوای کوی تو

قسم به پاکی پروانه های رنگارنگ
قسم به آ بی دریا ، به ماهیان قشنگ
قسم به ماه و ستاره به طشت نور خدا
به اشک چشم گل سرخ ولاله خوشرنگ
قسم به ساقی میخانه ها به جام شراب
قسم به ناله نی نغمه های خوش آهنگ
بها رآ مد ه با ز آ قناری سر مست
به شوق دیدن رویت به سرکند آهنگ
هوای کوی تو دارد شکسته بال و پرش
زهجرروی توغمگین نشسته او دلتنگ

خانه عافیت

من خانه عا فیت زمانی دارم
کاین خانه ی پررنج والم بسپارم
گرراه برم جانب گلزار الست
پروانه خود به بوستانش دارم