عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۹۰ آذر ۱۹, شنبه

رنجیده دل

چند یست نگیری تو سراغ دلم ای دوست
شب تا به سحر مانده به دیدار تو ای دوست
ترسم شده ای رنجه از این یار قدیمی
هیهات فراموش کنی یار تو ای دوست

لحظه موعود

تن گلبرگ تو سرد است هم اکنون در خاک
دل من سرد تر از خاک تو اما بر خاک
دل دریایی تو ساکت و آرام به خاک
منم آن مرده دلی در تب و تابم برخاک
شبنم چشم تو بر سینه مادر غلطان
فرصتم نیست نشینم بر مادر بر خاک
خرم آنروز که چون لحظه موعود رسد
تووهم مادرخود تنگ بگیرم در خاک

نفرین

نفرین به مرگ که آموخت شاعری
بر من به قیمت پرواز یار من
آندم که پای کشم سوی آن دیار
خواهم سرود نغمه پیمان دو باره من

۱۳۹۰ آذر ۱۷, پنجشنبه

بی بهانه

تو را بخا طر پاکی ، صفا ، صداقت و مهر
تو را بخا طر همسا یگی به ماه و سپهر
تو را بخا طر فصل بهار و نرگس و یاس
تو را بخا طر گرما ی پر تلاطم مهر
تو را بخا طر گل خنده ها ی غنچه گل
تو را بخا طر آغوش پاک داده به مهر
تو را بخا طر دیروز و حال و فردا ها
تو را بخاطر تو بی بهانه دوست میدارم