قسمت دوم
از سوي ديگر مشكلات زندگي هاي هسته اي ونيز حاكميت اصولي از قبيل استقلال در زندگي هاي خانوادگي و مشكلات كار و در آمد و هزينه و پرداختن به اولويت هائي نظير تحصيل فرزندان و ساير اموري كه در زندگي هاي جوان و نيمه راه امروز وجود دارد عرصه را براي پرداختن به يك زندگي از كار افتاده و مصرفي از هر نظر تنگ مي كند و عليرغم تلاشهاي سازمان هاي فرهنگي و مكتبي و دستورالعمل هاي ديني و اخلاقي و علاقه و احساس تعهد خانواده ها و مسائل روحي و رواني باز حتي با وجود امكانات مالي از لحاظ زماني و روحي و تناقضات رفتاري و تفاوت هاي برداشت در روند دو زندگي نو و كهنه و بسياري مسائل ديگر چگونگي ارائه خدمات به اين طبقه را از كيفيت لازم دور مي كند و به نحوي كه بايسته و شايسته آنان است امكان نمي يابد.
راه هاي زيادي در اين زمينه تجربه شده و سازمان هاي خيريه و گاهي بخش خصوصي به امر نگهداري اين گروه پرداخته اند اما همه ميدانيم كه با اولين كلام در مورد استفاده از اين قبيل خدمات چند مطلب در ذهن گوينده و يا شنوندگان آن لااقل در ايران مي نشيند.
اول اينكه خدا را خوش نمي آيد كه اين عزيزان را از خانواده دور كنيم دوم اينكه از آن ها مراقبت نمي شود و به مسائل روحي و رواني آن ها توجه نمي شود و سوم اينكه پولش را از كجا بياوريم و هزينه هاي سنگين آن را چگونه تامين كنيم و در نهايت اينكه ظرفيت پذيرش اين اماكن بسيار محدود است و اصولا چون با ديد مساعدت و ياري از سر لطف و براي رضاي خدا تشكيل شده نحوه پذيرش و ارائه خدمات و ساير امور آن نيز به تناسب اعتقاد اعضاء آن به خدا و رابطه هايشان متفاوت مي شود و در بسياري موارد ديده شده كه به ظاهر از راه خداپسندانه نيز بسيار فاصله دارد.
حالا كه اين شرايط دائمي ست و هر روز هم بر دامنه آن افزوده مي شود و به مشكلات آن نيز اضافه مي گردد و به جائي مي رسد كه از بسياري از اصول اخلاقي و خداپسندانه نيز عد ول كرده و يا مرگ عزيزانشان را طلب مي كنند و يا آن ها را رها مي كنند تا هر چه پيش آيد خوش آيد . به نظر من بايد بدرستي و به دور از احساسات و هيجانات مكتبي و اخلاقي تند با آن برخورد كرد و راه حل معقول و منطقي و همه پسند براي آن يافت.
در اين زمينه قبل از اين كه طرح مورد نظرم را مطرح كنم ابتدا چندمثال مي زنم تا شايد به چگونگي ارتباط پي برده شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر