
عكس از پروانه
خزان ابريشم هزار رنگ خود را بر پهنه زمين گسترانيده است و زيبائي شاخساراني را در باد پائيزي به جلوه در اورده است بر پهندشت زمين فرش طلائي گسترده و اذين طبيعت را به پيشواز مرگ سپيد زمستاني در هزار رنگ برگها به جلوه در اورده است
كوچ پرندگان پاياني بر خزان تند گذر و اغازي بر زمستان از راه رسيده ايست كه گذر عمر را بر پشته خود خواهد كشيد
بر تند باد خزان ميتازيم زمستان را با پر كردن انبان غمها و نا بسامانيها به سر مي اوريم و تابستان را در اندوه و پشيماني سستي هاي روزها به ماتم مي نشينيم
تكرار سالها و سالها را بر شانه هاي خسته خويش مي كشيم
به پهنه سر سبزي شهر مينگرم كه كوري و سياهي ان را اشك اسمان مي زدايد و تازگي را زينت گلبرگهاي گلهايش ميكند
به ديواره هاي گلي خانه ها ئي نگاه ميكنم كه صداقت و سادگي روستائي در ميانش لانه كرده است و از نيرنگهاي ذهن بدور است
به پرندگان خانگي مينگرم كه ازادانه بدون انكه حدي بر گذر خيابان و كوچه داشته باشند سبكبال به جستجوي شادمانه خود براي يافتن دانه اي همه جا را زير پا ميگذارند
و به خود مي انديشم ايا ميتوانم تيرگيهاي روح و دلم را در اين خطه شسته شده با باران پاك كنم و الودگيهاي ذهنم را دور بريزم و بينديشم كه زمان سخت كوتاه است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر