
پروانه و مادرش
گذشته هاي طلائي
در خلوت خيال به يادت گريستم
ياد گذشته هاي طلائي و دلنشين
ياد وفا و عهد و سخن هاي دوستي
ياد نگاه گرم نوازشگر توام
اي كاش در كنار تو بودم دريغ و درد
اين زندگي سراسر ان رنج و تيره گيست
هجر تو در درون دلم شعله مي كشد
اي كاش چون كبوتر پيغام اوري
مكتوب قلب خويش به سوي تو اورم
يا چون غبار تيره اين راه پر نشيب
بر روي شانه تو زنم بوسه هاي خويش
پروانه
بيست و ششم خرداد 1350
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر