عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۶ اسفند ۸, چهارشنبه

دوست نوشته اي از پروانه


بدون شرح

دوست نوشته اي از پروانه

من وتو از تبار دلباختگان مهر و محبتيم .. من وتو ازطايفه دل ازردگان بي مهري و تنگ نظريها هستيم ..من و تو از قبيله دلتنگي هائيم..من و تو سرگشتگان وادي چرا ها هستيم من و تو دلداده بوسه نسيم بر شبنم اشك گلبرگها هستيم.
من و تو دنيايمان از پيچيدگي جهان مادي به دور است و چشمانمان نگران كمرنگ شدن ارزشهاي جان است
من و تو اشفته بال شكسته پرنده. دامگه بچه اهو. بي نوائي دل و ترك هاي جام بلورين احساسمان هستيم.من و تو دو روئي ها و دودانگي ها برايمان سخت است و نا سپاسي و بي صداقتي روحمان را پژمرده مي كند .. من و تو دلخواه اين گذر سراپا تظاهر و خود نمائي نخواهيم بود . من و تو ميتوانيم سترگ و استوار بر بلنداي عزت و غرور خويش پا بر جا بمانيم و همدلي و صداقت دوستيمان را مستحكم تر نمائيم.
به پرنده اي بنگر كه از ميان سياهي هاو دلگيريها بال بر سپيدي ابرها گشوده تا بر بلنداي نيلگون اسمان ارامش را به تما شا بگذارد و ميدانم كه مي فهمي
خرداد 1380تهران





شعرزير منتخب شهلاست براي پروانه

روانشان شاد



اموختن از پروانه


چون شمع بسي رشته جان سوخته ايم


ا تش به دل سوخته افرو خته ايم


صد دامن از اشك ديده اندو خته ايم


يك روز ز پر وا نه نيا مو خته ايم

هیچ نظری موجود نیست: