عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۶ اسفند ۶, دوشنبه

اميد شعر فردا سروده اي از پروانه


نياگارا/ از كارهاي عكاسي پروانه
2003

من امروز اي اميد شعر فردايم
به جز تو از همه دنيا گسستم رشته الفت
كنون با بالهاي عشق سرشارم
ميان خواب و رويايم
به سوي باغ اغوش تو مي ايم پرستو وار
چه غم گر روي پيشاني ت
شيار روزهاي رفته افتاده است
چه غم گر شام زلف تو
به سوي روشني هاي سحرگاهي گرائيده است
همين را دوست ميدارم
نگاهم كن نگاهم كن
براي ديدن رويت
نگاهم با هزاران ارزو پر مي كشد سويت
تن سردم
نوازشهاي گرم دستهايت را
كوير داغ را مي جويد از لب هاي تو امشب
نگاهم كن
كه زير تند بار بوسه هاي بي امانت سبز مي مانم
به اغوشم بيا با مهربانيهاي دوشينت
ستبر بازوانت را پناه پيكر تردم بكن امشب
بپوشانم ز چشم زخم بد گويان
به من چيزي مگو من دوستت دارم
تو را من دوست ميدارم
پروانه
ارديبهشت 1347

هیچ نظری موجود نیست: