
دختر بهار
اين شعر را امروز اول سال1387 در هنگام ديدار بر مزار پروانه عزيزم سروده ام
امروز روز عيد سر اغاز يك بهار
پايان فصل زمستان به لاله زار
اي دختر بهار
من بر مزار توا فتا ده ام به خاك
شايد دو باره بوسم وگيرم ترا كنار
اي دختر بهار
باشدكه خنده شيرين تو چو پار
خندان كند گل نرگس به مرغزار
اي دختر بهار
اشك از دو ديده فشانم بسان سيل
دستم نمي رسد سر زلف تواي نگار
اي دختر بهار
مرغان خانه تو ناله سر دهند
همراه اين دل خونين بي قرار
اي دختر بهار
سرد است و باغ تهي از صفاي تو
بازاكه رفته رونق بازارگلبهار
اي دختر بهار
ناز پروانه
هفت سين دلم امسال به گاه تحويل
سلسله موي تو كم داشت نچيدم انرا
باغ خرم شده از فصل بهاران هيهات
من به باغ دلم امسال نديدم انرا
بلبل از رفتن پروانه براورد فغان
گفتمش بس كنداين لابه شنيدم انرا
داد پيغام خداوند جهان برمن و تو
ناز پروانه گران بود خريدم انرا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر