
در فراق پروانه
من امشب در فراق همسرم پروانه ميگريم
به ياد همدمي دلداده اي فرزانه ميگريم
به مرگ شاپركها پر پر گل در گلستانها
به برجاماندن خاروخس وخس دانه ميگريم
به سوگ مادري عاشق دلش در بندخوبيها
براي محرمي با خويش و بابيگانه ميگريم
به افسوس تمام لحظه هاي تلخ تنها يي
براي شمع خاموش دل پروانه ميگر يم
نگاهم بردراست امشب كه يارم ازسفرايد
به اندوه درون خاموشي اين خانه ميگريم
به سرجز در كنارش ارميدن نيست سودايي
چو از اغوش او گيرم نفس جانانه ميگريم
ماه من
هرشب كه ماه برايد به بام من
ياد توشهد نشاند به كام من
انگه كه سركشدازخاك سرو ناز
قد تو رخ بنمايد به جام من
انجا كه شاپركي پر زند به گل
رقص تو يادمن ارد به دام من
بر اسمان چو نشيند ستاره اي
برق نگاه تو ايد به بام من
از بوي نرگس و گلهاي نسترن
عطر تن تو نوازد مشام من
ازناله هاي بلبل شوريده در سحر
حال تودر نظرايد به شام من
عشقت نمي روداز سينه ام برون
تا خاك تيره برايدبه گام من
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر