عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۶ اسفند ۱۷, جمعه

يادداشت هاي پروانه درد دل هاي تنهائي 5



روزهاي زياديست كه از خانه دورم انگار چندين زمان از محيط ارام و اشناي خود دور افتاده ام انسان هميشه چنين است مي پندارد اگر از شرايطي كه داشته دور باشد بهتر و ارامترخواهد بود و زمانيكه از دلبستگي ها دور مي شود به زماني كوتاه دلش براي همه ان داشته هاي هميشگيش تنگ مي شود و ارزوي برگشتن به جاي امن خود را دارد.
اگر چه روزهاي زيادي را به ديدار مكانها و كساني گذرانده ام كه صميمانه مهرباني را پيشكش من كرده اند اما دلم براي خانه كوچكم و مهرباني عزيز ترين عزيزانم سخت تنگ شده است و ديگر دوست دارم باز هم در كنار انها باشم و باز هم سكوت و تنهائي روزها را به اعتبار رسيدن شب و امدن انها سركنم.
اعتماد و اطمينان را در كنار انها حس كرده و توان جنگيدن با بيماري را تقويت كنم و روزهاي سخت مداوا را به اميد ماندن براي انها و در كنار انها بسر اورم.
سخت مي ترسم از روزهاي پيري مبادا مايه ازار و عذاب كساني باشم كه عاشقانه دوستشان دارم و به پروردگار التماس دارم كه روزهاي پيريم را به وحشت و عذاب درماندگي مبتلا نسازد كه تحمل ان از توان من خارج است
دلم براي خانه.. دلم براي مهر... براي سادگي... براي ارامش... براي سكوت با خود بودن تنگ شده است.

پروانه
دسامبر 2004
ويرجينيا

هیچ نظری موجود نیست: