عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۷, سه‌شنبه

نصیحت از خداوند

شبی رفتم به درگاه خداوند
که با او قصه ها از غصه گویم
نگاهی خیره بر احوال من کرد
به من گفتا برو ره بر تو پویم
بدو گفتم خدایا راه من چیست
بگوبا من که ره را از تو جویم
خدا دستی به پشتم زد که زین پس
دگر راز دلم با کس نگویم

هیچ نظری موجود نیست: