وقت باز آمدن است
فصل میلاد گل است
شاخه ها سبز شده
غنچه بر تارک هر شاخه گل خنده زده
و چه زیبا شده نرگس که به چشمان قشنگت ماند
و مرا یاد تو هر دم آرد
صبحدم باد صبا
عطر گل های شقایق ، نفس یاس سپید ،و شمیم گل سرخ
هدیه آرد به سرایم ز سر کوی تو باز
تا که یکبار دگر
عطر موهای تو را بر دل و جان بنشاند
فصل میلاد گل است
چونکه بر شاخه نشست
به تمنای وصال تو دلش میلرزد
و به هر سوی کشد سر شاید
که تو پرواز کنی بر سر او بنشینی
و تو را تنگ در آغوش بگیرد آنگاه
شهد جانش به تو نوشاند و سیراب شوی
فصل عشق است و صفا ، وقت پیمان و وفا
گاه پیوستن دلهای جوان
هم چو یک غنچه گل
یا که یک شاخه ی نو رسته به باغ
فصل دلدادگی و شیدایی
و زمان دل و دل بستن و هم رسوایی
فصل شعر است و می و میخانه
وقت آواز نی مستانه
گاه پرواز تو بر شعله شمع
و زمانیست که در خاطر جمع
رقص زیبای تو جان میگیرد
فصل بر هم زدن پیمانه
وقت باز آمدن پروانه
وقت باز آمدن پروانه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر