عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۲, دوشنبه

مرغابی سیاه

در برکه ای خموش
در زیر نور ماه
آنجا که رقص کند موج با نسیم
مهتاب بود و هوا نرم و دلپذیر
مرغابی سیاه
با رقص موج آب
هر سو روانه بود
در جای جای برکه خاموش میخزید
چشم انتظار یار
گاهی بر آسمان ، گاهی به قرص ماه
مانند هر شب و شب های واپسین
از راه آسمان ، پرپر زنان
بنشاند او کنار ، دلدار مهربان
آنگه به گوش یار ، نجوا کند
حکایت مهتاب و عاشقان
تا نیمه های شب ، دلتنگ و بیقرار
چشمش بر آسمان ، دل شور انتظار
در نور قرص ماه ، یک لکه سیاه
بر آسمان نشست
آرام و بی صدا ،
آمد به سوی برکه نشیند کنار یار
ناگه سکوت دل انگیز برکه با
شلیک یک گلوله آتش شکسته شد
مرغابی سیاه سراسیمه پر کشید
صیاد شب ولی
شادان از آنکه دید
مرغابی سیاه
تنها پریده بود ، تنها بر آسمان
بی یار مهربان

هیچ نظری موجود نیست: