دانی که چند سال گذشته است شاپرک
از آن شبی که به پیمان نشسته ایم
بیش از چهل
امشب شبیست که پیمان مهر را
با اشک دیده خود مهر کرده ایم
امشب شبی است که بعد از دو سال و اند
با همت و گذشت تو ای مهربان من
همراه گشته ایم
یاد آ ورم که چه خون ها که خورده ای
یادم به اشک های تو در سوگ مادرت
و آن ناله های درد که در سالیان سال
بر جان خریده ای
آن کوشش و تلاش که در راه زندگی
با من به مهر و محبت ، صفا و عشق
همراه کرده ای
یادم به پاکی و مردانگی شرف
یادم به لحظه لحظه آن شب دم غروب
تور سپید و چهره شیرین نو عروس
ای وای بر من و بر روزگار من
ماندم ز راه ، رفتی نگار من
یاد توام همیشه به هر جا به هر زمان
تا زنده ام به یاد تو من زندگی کنم
تا زنده ام به خاک تو من بوسه می زنم
گلهای باغ خاک تو را هر بهار هم
با اشک دیده خود آب میدهم
تا زنده ام تو با من و من با تو سر کنم
شب ها به یاد تو سر می نهم به خواب
با هم به سر کنیم شبانگاه تا سحر
هر صبحدم به یاد تو برخیزم از سراب
نامت به پاکی پروانه های عشق
در جای جای زندگیم نقش بسته است
چشمان پر فروغ و نفس های گرم تو
در گوشه گوشه قلبم نشسته است
من با توام
همواره با منی
هر جا به هر نشان
در خاطر منی
در باور منی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر