از گلبن ما بلبل شوریده چرارفت
هنگام بهاراست ازاین خانه کجارفت
گلهای بهاری همه در ماتم و اندوه
از باغ دگرهمهمه و شورو نوا رفت
خون جگر لاله و اشک سحر گل
ازفرط جدایی به دل وبرمژه هارفت
باقی که درآن بلبل و پروانه نباشد
ازرونق وازجلوه وهم لطف و صفا رفت
گل زنده به عشق است وبه پروانه وبلبل
گر این دو رود عشق به گلها همه جا رفت
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر