مفهوم اشک
اشک یک قطره شبنم که نشیند در صبح
روی گلبرگ گل نرگس مست
اشک باران که ببارد بی ابر
از دل آبی آسمان چشمان زنی
در غم مرگ عزیزی دلبند
یا که یک مروارید
که صدف میریزد
ازغم وغصه تنهایی خویش
در دل دریاها
اشک یک پیغام است
که حکایت کند از سوختن جان چون شمع
هیمه اش غصه و اندوه درون
موجبش سوختن بال یکی شاپرکی عاشق نور
اشک را شمع به دل سوخته گان آموزد
امان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر