عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۹۰ خرداد ۳۰, دوشنبه

صبوری

سرم را چو بر شانه هایت نهادم
صبوری شکستم دل از دست دادم
شبی بود و یک آسمان پر ستاره
در آغوش گرمت به نرمی فتادم
به آوای شیرین غمم را زدودی
زدامان مستانه ا ت باز زادم
من آن کودک بی قرارم نگارا
به عشق توام دیده ازهم گشادم
بیا تا سرم را چوایام دیرین
به آن شانه هایت سپارم دمادم

هیچ نظری موجود نیست: