عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۹۰ تیر ۱, چهارشنبه

سرای غیر

در کوچه ای سپید پر از لایه های برف
در لابلای شاخه بی برگ نسترن
مرغی به لانه خود آرمیده بود
سر را به زیر بال
پف کرده سینه و پرهای رنگ رنگ
رفتم به سوی او که در آغوش گیرمش
شاید که از غم سرما رها کنم
سر بر گرفت ز بال و به شکوه گفت
دست از سر بدارکجا می بری مرا
گفتم به خانه گرمم کنار خویش
سرمای برف بگیرم ز جان تو
اشکی ز گوشه چشمش فرو چکید
با ناله گفت بدارم به حال خویش
این خانه من است
این شاخ نسترن
گلخانه من است
میمیرم ار به خانه خود در کنار دوست
به زانکه گرم بمانم سرای غیر

هیچ نظری موجود نیست: