
از لحظه عروج تو از عالم وجود
رفت از سرم دگر انگیزه سجود
من سجدهام به پای خداوند روزگار
بهر سلامت و آرامش تو بود
گر مصلحت ندید نیازم بر آورد
تمکین کنم به آنچه ترا مرحمت نمود
آرام اگر به دامن مادر گرفته ای
ماندن کنار منت بی ثمر چه سود
گویند هر رقم که خداوند میزند
چون قادر است و توانای بر وجود
حاشا به حکمت او معترض شوی
باید به مصلحت ش سجدهها نمود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر