عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۸ شهریور ۵, پنجشنبه

قفس




من درون قفس تنگ تنم زندانم
مرغ گم کرده رفیق از قفسم میمانم
باکم ازرفتن گلها ز گلستان ها نیست
در غم سوختن شاپر کم میمانم
شستشو میدهم از اشک در خانه او
آب و جارو کنم آنرا ز دم مژ گانم
دلم از یار سفر کرده نگردد آزاد
تا در آید نفس بی‌ ثمر م از جانم
با امیدی که به پرواز در آید دلدار
تا ا بد در  پی‌ مرغ سحرم میخوانم

هیچ نظری موجود نیست: