عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۸ شهریور ۴, چهارشنبه

آثار وجود



به هرچه می‌‌نگرم جلوه‌های تو آنجاست
شمیم عطر به جان آشنای تو آنجاست
ز هر مکان که گذر می‌کنم کنار منی
به هر طرف که روم رد پای تو آنجاست
صدای پای تو هر دم به گوش جان شنوم
شتاب می‌کنم آن‌ سو صدای تو آنجاست
به سوئ کعبه اگر سجده می‌کنم شب و روز
شنیده‌ام ز مریدان که جای تو آنجاست
به جای خواب تو سر می‌‌نهم به بالینت
بدان سبب که دلم در هوای تو آنجاست
چو پای خویش گذارم به بام خانه تو
به گریه خاک بشویم سرای تو آنجاست
خدای عشق دل‌ از کوی تو ندارم باز
از آنکه بنده مهر و وفای تو آنجاست

هیچ نظری موجود نیست: