عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۹ مرداد ۳۰, شنبه

زندگی

افسوس که زندگی چو خواب است
دریاست ولی عین سراب است
دل را نتوان به عشق او بست
معشوقه خوشرنگ و لعاب است
چون گوی بلور، رنگ و وارنگ
در اصل ولی همچو حباب است
آئینه بود ستارگان را
مادام که چهره اش به آب است
اما به نسیم ناگهانی
هر نقش بر آن بود خراب است

هیچ نظری موجود نیست: