تو بر اریکه نوری به اوج زیبایی
منم به ظلمت و درد فراق و تنهایی
نشسته ای به تماشای لاله های برین
منم در آتش دنیای پست و هر جایی
تو ای که شاد ز دیدار مادری به بهشت
و من که دیدن مادر بود چو رویایی
تو نوش جان کنی از شهد سنبل و گل یاس
و من ز خون جگر سرد و تلخ و قلیائی
به خانه ابدی خفته ای به آرامش
منم به این در و آن در به قصد ماوایی
تو رسته ای دگر از درد و رنج وعذاب
منم به درد تن و مبتلا به رسوایی
بگو کدامیک از ما رها ز محنت شد
دگر نمانده مرا شاپرک شکیبایی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر