عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۸ شهریور ۱۴, شنبه

دوستان قدیمی‌

در این هفته با کمک اینترنت و امکانات آن دوستانی را که بیش از ۲۰ تا ۳۰ سال بود از آنها دور بودم ولی دل‌‌هایمان به هم نزدیک بود پیدا کردم .خبرهای خوبی برای هم نداشتیم ولی همینکه پس از گذشت سالها یکدیگر را یافتیم هرچند یکی‌ در انگلستان و یکی‌ در آمریکا و یکی‌ در کانادا ولی باز هم خوشال شدیم و به یاد گذشته گپ زدیم .

من میدانم که پروانه از این اتفاق خرسند است چرا که از این دوستان خاطرات شیرینی‌ را همواره با خود داشتیم و هرگاه با هم بودیم از کنار هم بودن لذت میبردیم و با کمترین امکانات بهترین شرایط را برای خود میساختیم.

روح آنها که رفتند ، شاد و یادشان همیشه گرامیست و خداوند فرصت دهد تا دوستان زنده باز بدیدار هم موفق شویم


روزگاری بود در عهد شباب
دوستان برگردهم در پيچ و تاب
شادو خرم فارغ از قيل و مقال
در پي عشق و اميدو شور و حال
روز و شب با يكد گر آ ميخته
درد و غم را در سبد آ و يخته
فارغ از دنياي آز و حرص و كين
عاشق و شيدا رهاا ز آن و اين
دردشان درد رفيق و يا ر شان
شاد مان از شادي دلد ا رشا ن
هردم از ايام دي آرم به ياد
مي كشم آهي كه بگذشته چو باد
چهره ا م پر چين شده مويم سپيد
آنچه تاپروانه بودش كس نديد
در كنارم تاا ميد م زنده بود
روزگارم روز و شب تابنده بود
ميدو يدم هر طرف بااو بشور
مي پر يداوهم به دنبا لم صبور
از گل نرگس به يا س ازلاله ها
مي جهيداز نسترن بر شا خه ها
درد را باز يچه مي دا نست او
باغ گل راخا نه مي ما نست او
يكدم از علم و ادب غافل نشد
عمراو يك لحظه بي حا صل نشد
باوجود درد ها ي بيش و كم
مي رميداز چنگ و از دندان غم
سال ها با ياد مادر شاد بو د
ا زغم بود و نبود آ زا د بود
مرد ما ن را دوست ميدانست او
پا ك هم چون اشك مي مانست او
باوجود ش شمع ها پر نور بود
برسر ش نورو دلش پر شور بود
عشق خود تا لحظه آ خر ستود
گوي عشق از خيل عشاق او ربود
تا كه مه بر آسمان گل درزمين
شاپرك نامش به عشق آيد عجين
ياداو نزد دلي كا وعا شق است
زنده مي مانداگرا و صادق است

هیچ نظری موجود نیست: