
بازگشت پروانه
زمانی که پروانهای باز گردد
یقین کن که فصل ٔگل آغاز گردد
چو پر میگشاید به گلبرگ او
نشاط و جوانی به ٔگل باز گردد
به شب بر سر شمع در بزم یاران
چوپروانه با رقص و با ناز گردد
به جانهای عشاق در انتظارش
امید رسیدن به جان باز گردد
زشوق وصالش به باغ و به بستان
نوای خوش بلبلان ساز گردد
چه خوش گر که پروانهام در بهاران
به پیش من خسته جان بازگردد
بازا
بازا که دل ز تماشای روی توست
آرام گیرد و غم را رها کند
پروانه چون که بر قصد به بوستان
بلبل ز شوق اوست که غوغا بپا کند
گر که باز آیی
***********
من به این آزردگی ها
خستگی ، دلمردگیها
گر که باز آیی برم
پایان دهم
من بهای این دل بشکسته را
در پای تو
گر که باز آیی برم
ارزان دهم
بس کنم این ناله ها
دل رها سازم رها
خانه از ٔگل پر کنم
شانه بر سنبل زنم
گر تو باز آیی برم
روشنی بخشی دلم
زندگی را با تو زیبا میکنم
پیش یاران شور بر پا میکنم
این دل شوریده را با عشق تو
فارغ از غم مست و شیدا میکنم
گر که باز آیی برم
روشنی بخشی دلم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر