عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۷ دی ۱۳, جمعه

خيام و زندگي



از من رمقي به سعي ساقي مانده است

وز صحبت خلق بي وفائي مانده است

از باده نوشين قدحي بيش نماند

از عمر ندانم كه چه باقي مانده است

-------------------------
بر چرخ فلك هيچ كسي چيره نشد

وز خوردن آدمي زمين سير نشد

مغرور به آني كه نخوردست ترا

تعجيل نكن هم بخورد دير نشد
-------------------------

در دايره اي كه آمد و رفتن ماست

او را نه ابديت نه نهايت پيداست

كس مي نزند دمي در اين معني راست

كاين آمدن از كجا و رفتن به كجاست

هیچ نظری موجود نیست: