
حاصل آمدن و رفتن یک ثانیه را
عمر ما مینامند
هر چه آین ثانیهها میگذرد
عمر کوتاه شود
هیچ کس قادر نیست
گذر ثانیه را، متوقف سازد
و لذا
عمر هم میگذرد
تا به آخر برسد
و ترا راهی نیست
*********
عمر پایان د ا رد
تو نمیدانی کی و کجا
تو در این فاصله ثانیه ها
زندگی خواهی کرد
و شتابان به جلو
و ترا راهی نیست
*********
تو در این دایره تنگ زمان
که فقط فاصله یک نفس است
زندگی خواهی کرد
عشق خواهی ورزید
و تکاپو بسیار
تا که سیراب شوی
زانچه در دل خواهی
و ترا راهی نیست
*********
گاه این ثانیه ها
تلخ و شیرین دارد
گاه آرام و لطیف
و دمی سخت و خشن
و تو همراه زمان
خواهی رفت
و ترا راهی نیست
*********
تو فقط مختاری
که به این ثانیه ها
طعم شیرین بخشی
یا که تلخش سازی
عشق را پیشه کنی
با محبت سرشار
یا به نفرت سپری
نفست در هر بار
و ترا راهی نیست
*********
من به این تجربه
آنگاه رسیدم که نفس
در دل پاک ترین یار خدا
ناگهان وارد شد
و دگر باز نگشت
و به یک ثانیه هم
تلخ شد زندگیم
و مرا راهی نیست
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر