عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۷ اسفند ۲۹, پنجشنبه

فراق



ياران قديمي

گل هاي بهار سر بر آورده ز خاك
پر شد همه جا نسترن و سنبل پاك

افسوس كه بر نيا مدند ياران قديم
گل هاي مرا خزان فرو برد به خاك

امان


زبان حال من است از يك شاعر جوان

درخت قامت عمرم شكست باد فراق
نكرد فارغم آني فلك ز ياد فراق

اگر كه دامن وصل توام به دست افتد
بر آورم به خدا آه از نهاد فراق

ز گريه منع مرا دوستان بگو نكنند
كه اشك چشم كند اين زمان جهاد فراق

بريد دست اميدم دگر ز مكتب عشق
چو باز كرد به رويم قضا سواد فراق

به درد هجر دچار است هر كه مي بيني
به نزد كي برم اي روزگار داد فراق

چو نيستي برم اكنون چنانكه در حضري
تفاوتي ننمايد كم و زياد فراق

هیچ نظری موجود نیست: