عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۷ اسفند ۱۲, دوشنبه

نوروز دگر- پيمانه ما را

border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5308813200224734402" />

يك بار دگر بهار غمبار رسيد
در باغ گلي بر سر خود يار نديد

پروانه كه هر سال به همراه بهار
با هر نفسش جلوه به گلزار دميد

ديريست كه بال از قفس تنگ بدن
آ رام به شوق روي دلدار كشيد

من تا نفسم هست به يادش مانم
تا چهره زيباش دگر بار بديد



پيمانه ما را

از آن روزي كه بر هم زد فلك كاشانه ما را
كسي جز غم نمي گيرد سراغ خانه ما را

عزيزان عيد نزديك است و بوسد هر كه يار خود
نمي دانم كه مي بوسد لب جانانه ما را

من آن برگشته طالع بلبل دور از گلستانم
نصيب زاغ كرد آخر طبيعت لانه ما را

ز بس خاموش در كنج قفس سر زير پر دارم
بريد از بخت بد صياد آب و دانه ما را

رقيبم كشت با تير ملامت از كجا جويم
رفيقي تا دهد تسكين دل ديوانه ما را

خدا را ايكه شمع بزم اغياري زماني هم
بخاطر آور آن جانبازي پروانه ما را

ز عمرم سير كرد اين زندگي اي مرگ همت كن
بگو دست اجل تا پر كند پيمانه ما را

هیچ نظری موجود نیست: