عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۷ اسفند ۱۵, پنجشنبه

آئينه عشق


تا از برم آن آينه عشق و وفا رفت
از خانه ما دوستي و صلح و صفا رفت

چون نيست طبيبي غم دل با كه توان گفت
كز دوري او درد بجا ماند و دوا رفت

اين آتش جانسوز خدايا ز كجا خاست
وان تاب و توان مظهر ايمان به كجا رفت

گرديد مرا چهره چون آئينه پر چين
غم سوي ختن تاخت كه آهوي ختا رفت

زين پس به چه اميددر اين شهر توان بود
كان شاپرك اسطوره اميد و عطا رفت

هیچ نظری موجود نیست: