
پائيزغم انگيزبه پايا ن آمد
برف از دل آسمان فراوان آمد
شبهاي بلندهم چوگيسوي بتان
كوتاه شداز راه زمستان آمد
خورشيد زمستان به تجلي بنشست
مهتاب دل انگيزبه حرمان آمد
سرداست زمين وآسمان چون دل من
گرماي دلم رفت و به پايان آمد
آن روز كه در كناراو گيرم جاي
روزيست كه هديه ام زجانان آمد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر