عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۹۱ بهمن ۲۰, جمعه

شهر و دیار



درشهرودیارمن کسی نیست کنون 

با این دل دیوانه دمی جور شود 

هرکس به رهی رفته و با یاردگر 

بیچاره اگرکه ازتو هم دورشود 

شیدایی من ازسرسودایی نیست 

مگذار دلم رفته و مهجور شود 

بگشای دری که با سرآیم به برت 

تا سینه من شکفته پر نور شود

هیچ نظری موجود نیست: