آسان گذشت یا که به سختی ، ولی گذ شت
شبهای پر غم تنهایی و خموش
چندین بهار آمد و چندین خزان گذ شت
اما تو بر نگشت
ماندن به انتظار تو بیهوده ماندن است
گفتی که چرخ بچرخد بدون تو
آری ، چنین گذشت
ازاین کجاوه چرخان روزگار
صدها هزار مسافر پیاده شد
گاهی میان راه ، برخی به انتها
شاید که سالهای دگر نیز بگذرد
بی من ، بدون تو، بی او ، بدون ما
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر