قسمت میدهم ای خاک نگهدارش باش
این امانت که سپردم به تو غمخوارش باش
گل و گل خانه و گلزار بود خانه او
هر کجا خانه او بود تو هم یارش باش
او به میخانه و با عشق و محبت مانوس
ساقی میکده اش محرم اسرارش باش
پرش از شعله آن شمع شب افروز بسوخت
شعله شمع شب افروز و شر ر بارش باش
می او جان گل و ساغرش از لاله مست
همره باد ه پرست دل خونبارش باش
آه ای خاک سیه تنگ در آغوشش گیر
هم چو من همدم ایام و شب تارش باش
پر پروانه اگر سوخت براه دل خویش
رهنمای دل این مانده و بیمارش باش
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر