پروانه ها ی زیبا بگشو د ه با له ها را
آغاز کرده بر گل رقص فر شته ها را
رنگین کمان پر را ، بگشا د ه تا نما ید
نقش خد ا ی هستی نقا ش جلوه ها را
لب ها ی غنچه از شوق وا گشته در گلستان
تا بوسه ای نشا ند بشکفته غنچه ها را
هرگل به سرگرفته جامی ز شهد جا نش
نوشد شراب هردم ، مستانه قطره ها را
بلبل به نغمه آ مد ، ساغر گرفت سا قی
رندان دو چشم بر د ر، دیدا ر پر بها را
ساقی نشا نده شمعی دا ند به رقص آ ید
برگرد شمع سوزان رقصنده شعله ها را
ای جلوه بهاران خوش آ مدی به بستان
از باغبان بی دل را ندی تو غصه ها را
من باغ د ل گشا یم شاید ز در د ر آ یی
خندا ن کنی لبم را روشن تو د یده ها را
امان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر