گرچه سرد است زمستان و بلرزد تن گل
لاله درخواب فرورفته کنار سنبل
گرچه بلبل نسراید به چمن نغمه دگر
بوی خوش رفته برون ازدرباغ وگل ومل
گرچه پروانه دگرنیست نشیند بر ما
بال بگشاید و پروازکند برسرگل
درچنین حال ولی شادم وخرسند که او
فارغ ازدرد شد وراحت ازاین قوم مغول
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر