تن گلبرگ تو سرد است هم اکنون در خاک
دل من سرد تر از خاک تو اما بر خاک
دل دریایی تو ساکت و آرام به خاک
و من آن مرده دل در تب و تابم بر خاک
شبنم چشم تو بر سینه مادر غلطان
فرصتم نیست نشینم بر ما در بر خاک
خرم آنروز که چون لحظه موعود رسد
تو و هم مادر خود تنگ بگیرم در خاک
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر