کی بی تو دمی نغمه مستانه شنیدن
بی روی توکی بردر گلخانه لمیدن
آندم که تو یی ساقی میخانه توانم
از ساغرو مینای تو پیمانه چشید ن
درباغ و گلستان به تمنای تو دایم
آسیمه به سردر پی پروانه دویدن
پنهان مشو از دیده مشتاق من زار
آری نتوان از دل دیوانه بریدن
هرگوشه این خانه دل ازتونشان است
تا آنکه شبی باتو به یک خانه رسیدن
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر