قسمت میدهم ای خاک نگهدارش باش
تن بیمار و پرش بسته پرستارش باش
گرم گیرش تو در آغوش چو من در همه عمر
ناز گر می کند او جمله خریدارش باش
این امانت که سپردم به تو در فصل خزان
باغبانی کن و چون گل پی تیمارش باش
رخ چون برگ گلش را تو مپوشان ای خاک
چشم شهلاش ببین خسته و بیمارش باش
خبرت میدهم ای خاک که با شعله شمع
سوخت پروانه عاشق تو وفادارش باش
سالها در غم او شام سحر کردم و رفت
مهربانی کن و این بار تو غمخوارش باش
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر