عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

زیباترین شا پرک ها

جای پروانه

کنون پروانه ام در آسمان هاست
چو نوری در میان کهکشان هاست
به شب چون اختری زیبا فروزد
به روز اما میان نسترن هاست
درون خاک پنهان جسم او گشت
به هر جا چهره زیباش پیداست
خدایا شاد گردان روح پاکش
که او زیباترین شا پرک هاست

رفاقت

دلم میسوزد از درد فراقت
به هر جا میروم گیرم سراغت
به گلها چشم میدوزم که شاید
نشینی در برم محض رفاقت


سراغ

تو را من دوست میدارم چو پیشین
برایت گل بیارم ناز و رنگین
فراموشم مکن گاهی سراغی
بگیر از عاشق بیمار و غمگین


سپهر

آندم که برون آئی از این خاک چو مهر
روشن کنی از نور رخت شام سپهر
من عاشق آن دممم که با شعله خویش
آتش فکنی به خرمن جان چو سپهر


نامردی

چه سان باور کنم در عمق خاکی
یقین دارم چو گلها پاک پاکی
رها گشتی ز درد و رنج و اندوه
ز نامردی دگر کی بیمناکی

ماه آذر

این ماه تولد من افسوس
بی روی تو جلوه ای ندارد
تا هستم و هست در چنین ماه
ساز دل من صدا ندارد


تار مو

من عاشق بیقرار کویت
دل بسته به بند تار مویت
تا جان به تن است و سینه پرآه
دل بر نکشم ز مهر رویت


خانه من

آرزو دارم که در این سرزمین
عمر من پایان پذیرد اینچنین
در کنار جسم تو گیرم قرار
استخوانها مان بهم گردد عجین

هیچ نظری موجود نیست: