وقتی ز راه میاد بهار
سبزه و گل میاد به بار
درختا از خواب پا میشن
برگای سبز پیدا میشن
از لابلای برگاشون
شکوفه ها میان بیرون
بلبلا آواز میخونن
گنجشگا پرواز میکنن
خورشید و ماه و آسمون
شادی میدن به دلهامون
تو باغ چه غوغایی به پاست
شاپرک اما پس کجاست ؟
تا شاپرک پیدا نشه
غنچه گل که وا نشه
شاپرکای رنگ وارنگ
با ناز و با بال قشنگ
سر میزنن به باغچه ها
دست میکشن به غنچه ها
غنچه به عشق شاپرک
مثل لبان دخترک
بند دلش جدا میشه
لباش به خنده وا میشه
هر که دلش بهار باشه
صبح که ز خواب بیدار بشه
شاپرکم کنارشه
میخواد که باش یار بشه
بهار قشنگه بچه ها
شادی کنین، شکر خدا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر