خوشا باغی که بر گلبرگ آن پروانه میرقصد
فریبا یاس زیبایی که با پروانه میرقصد
سعادت دارد آن شمعی که در بزم شبانگاهش
به گرد شعله جانسوز او پروانه میرقصد
عروس نو بهار آندم نشیند یار را در بر
که در باغ وگلستان جا به جا پروانه میرقصد
نوای بلبل شوریده در اوج است هنگامی
که با آوای او در بوستان پروانه میرقصد
چو باز آید خزان دامن کشد گل از گلستانها
نه بلبل سر دهد آوا و نی پروانه میرقصد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر