
در ميان كتبي كه پروانه از خود به يادگار گذاشته به كتابي با عنوان زندگي با عشق چه زيباست برخوردم و بر اين باورم كه انتقال فرازهائي از آن ميتواند براي آنان كه راهي درازدر پيش دارند مفيد باشد زيرا آنچه را كه پروانه براي مطالعه انتخاب ميكرد آموزنده و مفيد بود و از ارزش هاي مناسبي برخوردار بود
پروانه علاوه بر رفتارهاي متين و موقر و خصوصيات انساني قابل احترام از آنچه او را به اخلاق حسنه وخصائل بارز انساني نزديك ميكرد استقبال و از آنچه او را از اين دو خصلت پسنديده دور ميكرد ابا داشت و بهمين دليل همواره در انتخاب هر چيز از دوست گرفته تا لباس و كتاب و هر نوع شيئي از اين دو خصلت پيروي ميكرد
روح بزرگش شاد
در اين كتاب آمده عشق آموختني است . عشق چيزي نيست كه ناگهاني و خود بخود بوجود آيد. در حاليكه ما تصوري خلاف اين را داريم و همين سبب بيشتر گرفتاريهاي ما در روابطمان با يكديگر ميشود
پس چه كسي عشق ورزيدن را به ما مي آموزد؟
ما از يكطرف از جامعه و از طرف ديگر از پدر و مادر خود عشق را مي آموزيم هر چند آنها الزاما بهترين مربي نيستند ليكن اولين مربيان ما بشمار مي آيند
بچه ها هميشه از پدر و مادر خود انتظار دارند كه كامل و بي عيب باشند و وقتي واقعيت به آنها نشان ميدهد كه اين عزيزان آدمهاي كاملي نيستند براستي عصبي شده و دچار سرخوردگي و نوميدي ميشوند
در حاليكه عقل و منطق ايجاب ميكند كه اين زن و مردرا به چشم مردم عادي و مثل خودمان نگاه كنيم. با همان حالات اتكائي. يا تصورات غلط. محبت. شادي. غم و حرمان. نكته مهم اين است
چنانچه ما از پدر و مادر و يا اجتماع عشق را آموخته باشيم مي توانيم آنرا به ديگران بياموزيم و ضمنا تجربه هاي نو و جديدي كسب كنيم. بهمين دليل همواره جاي اميد باقي است
ولي در جائي و در مسير زندگي كسي بايد عشق ورزيدن را به شما آموخته باشد. اين مطلب جديد و خارق العاده اي نيست و فقط نياز به شكوفائي دارد زيرا در نهاد هر انساني نهال عشق كاشته شده است و آنچه انسان نياز دارد وجود انساني است كه جرات كرده در مقابل شما مسئله عشق را مطرح كند و آنراچنان به انسان القاء كند كه به خود بگويد اين احساس است كه بر من نيز غالب است و از داشتن آن كاملا خشنودم
دنباله دارد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر