شهر قشنگیست دو چشمان تو
باغ گل و لاله بود توامان
آب زلالیست چو شبنم به گل
جلوه الماس بتابد از آن
آبی دریاست و یا آسمان
رنگ دو چشمان تو هم این هم آن
هرکه سفر کرده به چشمان تو
مست شد و هوش برفتش میان
شب که ببندند دو دروازه را
تیره و تار است زمین و زمان
بار سفر بندم و سویش روم
راه درازیست بداند امان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر